محرم در آذربایجان غربی از نگاه مردم‌شناختی

از نگاه مردم‌شناختی، نه تنها عزاداری ماه محرم منجر به تداوم سنت و زنده نگاه داشتن هویت‌های دینی در انتقال میان نسل‌ها شده، بلکه ابعاد تربیتی و اخلاقی مراسم عاشورا به عنوان یک کارگاه بزرگ تربیتی، از همان کودکی از نظر مفاهیم اخلاقی در احترام به بزرگ‌تر، هم‌دلی با مظلوم و اهمیت ایستادگی را برای فرزندان به نمایش می‌گذارد.

حسن سپهرفر، مردم‌شناس اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان غربی در یادداشتی نوشت: مظلومیت حسین و تبدیل شدن واقعه عاشورا به فرهنگ عمومی در میان مسلمانان، همراه با عشق و علاقه مردم به امام و عمل او در مقابل کفار، آیین‌ها و رفتارهایی را موجب شده که در گوشه و کنار جهان اسلام اشتراکاتی را به‌وجود آورده است، زایش نوحه‌هایی در سوگ امام و یارانش، تشکیل دستجات عزاداری، گریه بر او، مرثیه‌سرایی، اشکال مختلف زنجیرزنی و سینه‌زنی، قربانی کردن حیوانی حلال گوشت، احسان و نذری دادن، علم‌گردانی، نخل‌گردانی، پولکه‌گردانی و مراسم شمع‌سوزان، گهواره علی اصغر به راه کردن و آیین‌های دیگر و در یک کلام نشستن در سوگ و ماتم سالار و سرور شهیدان با بروز رفتارهای فرهنگی همه حاکی از عشق و علاقه و ارادت مردم به او و ائمه اطهار بوده است.

تفکر در هر یک از این موارد می‌تواند ما را در شناخت زمینه‌های فرهنگی، باورها و اعتقادات عاشورایی از نگاه مردم شناختی و جامعه شناختی و... رهنمون باشد. 

آیین‌های محرم در آذربایجان غربی

اهالی و ساکنان آذربایجان غربی طی چند روز آخر ذی‌الحجه به پیشواز این ماه(محرم) می‌روند و این استقبال را به لحاظ کارکردهای اجتماعی در ایجاد تعاون وهمیاری ابتدا  از خود و  منازل شروع می‌کنند؛ لباس سیاه می‌پوشند، اسباب و لوازم و نذری‌ها را آماده می‌سازند و مساجد محل را گردگیری و غبارروبی می‌کنند، پارچه‌های علم‌ها در این روزها باز و نو شده یا توسط زنان شسته و مرتب می‌شود، مردان نیز در گوشه‌ای دیگر اسباب و لوازم عزاداری را بررسی و مهیا می‌کنند تا خود را برای عزاداری این ایام آماده کنند. 

قبل از شروع ماه محرم، پرچم‌هایی به نشانه شروع عزاداری با نوشته‌هایی مانند: یا حسین و یا ابوالفضل، در اطراف مسجد و معابر شهرها و روستا  برافراشته می‌شود.

۲ یا ۳ روز مانده به آغاز ماه محرم هیئت‌های عزاداری تشکیل می‌شود و در برخی از شهرها و روستاها آیین‌های علم‌بندان بر پا می‌شود.

یکی از مظاهر سنتی و مذهبی این ایام در میان مردم شهرها و روستاها مدیریت دسته‌باشی‌ها یا سردسته‌ها در هیئت‌های مذهبی و عزاداری است که به شکل سنتی و بسیار منظم و موثر در مکان‌ها و مراسم عزاداری و سوگواری متجلی می‌شود، دسته‌باشی‌ها افرادی سرشناس، معتمد و متدین هستند که داوطلبانه به ایفای وظیفه و نقش خود می‌پردازند، مسئولیت هماهنگی برنامه‌های عزاداری هر دسته زنجیرزنی و مدیریت آن به‌طور داوطلبانه و خودجوش بر عهده این افراد است.

معمولاً افراد زنجیرزن پیشکسوت و ریش‌سفید، سرشناسان محل و مسجد به‌عنوان سردسته انتخاب می‌شوند، که همه امور دسته‌های عزاداری اعم از هزینه‌های دسته، دخل و خرج آن و چگونگی انجام مراسم عزاداری و زمان و مکان آن در ایام ماه محرم توسط اشخاص فوق اداره می‌شود، وظیفه ریش‌سفیدان و دسته‌باشی‌ها در این مراسم، بسیار خطیر بوده واین افراد به‌عنوان دست اندرکاران امور مختلف هیئت‌های مذهبی و زنجیرزنی و برگزاری تعزیه تلقی می‌شوند که اسباب و لوازم  مورد نیاز برای اجرای مراسم عزاداری را فراهم کرده و مکان، مسیر و نظم و انضباط دسته‌های عزادار خود را مشخص می می‌کنند، چنین رویکردهایی به‌ویژه در دهه اول محرم، یکی از پرمعناترین آیین‌های مذهبی در فرهنگ شیعی هستند.

این مراسم‌ فراتر از یک سوگواری ساده، مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها و کنش‌های اجتماعی را در دل خود جای داده‌اند که هرکدام لایه‌های معنایی و کارکردی خاص دارند.      

نکته مهم این موضوع می‌تواند تقویت باورهای دینی و هویت مذهبی مراسم عاشورا باشد که در درجه اول یک بازتولید نمادین از واقعه کربلا خواهد بود.

روضه‌خوانی، نوحه‌سرایی، سینه‌زنی، علم‌گردانی وخصوصاً برگزاری آیین‌های تعزیه به واقع روایت فرهنگی حماسه امام حسین(ع) را زنده نگه می‌دارند، آنچه از مفهوم عاشورا مستفاد می‌شود این روایت‌ها نه فقط یک داستان تاریخی، بلکه یک الگوی اعتقادی و رفتاری را به مخاطب منتقل می‌کنند که مفاهیمی مانند ایثار، شهادت‌طلبی، ظلم‌ستیزی، وفاداری به عهد و ایستادگی در برابر باطل، به‌صورت عینی و احساسی در شرکت‌کنندگان القا می‌شود، از این رو تکرار سالانه این آیین‌های خودجوش مردمی بی‌شک منجر به تثبیت این‌گونه باورداشت ها در ضمیر فردی و جمعی شده و هویت مذهبی را در قالب « حماسه عشق» بروز می‌دهد. 

نکته دیگر این فرهنگ را می‌توان در برجسته‌ترین کارکرد آن یعنی هماهنگی اجتماعی و همبستگی جمعی دید؛ چنان‌که گرد آمدن گروه بی‌شماری از مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا، فارغ از طبقات اقتصادی، تحصیلات یا جایگاه اجتماعی افراد، همه را در یک صف واحد قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، حضور همین هیئت‌ها یا گروه‌های عزاداری و موکب‌ها، فضایی از هم‌دلی و برابری می‌آفریند که نشانه‌ آن را می‌توان در رفتارهای فردی، مانند بخشش به دیگران، یاری رساندن به فقرا، گریستن برای هم و دعا کردن برای یکدیگر دید. 

جدا از این موضوع، آیین‌هایی مانند علم‌بندان و علم‌گردانی و حتی پهن کردن سفره‌های نذری و... که نیازمند همکاری‌های جمعی هستند، روحیه کار گروهی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را تقویت می‌کنند، بی‌شک این همبستگی به عنوان «سرمایه اجتماعی»، اگر تقویت شود، می‌تواند موجب کاهش شکاف‌های معمول اجتماعی گردد.

نکته مهم دیگر این فرهنگ که بیشتر با موضوع بخشش و نذری پیوند دارد، حتی جرعه‌ آبی برای تشنه‌کامان عزادار، در فرهنگ عاشورا فلسفه‌ای ویژه دارد.

فرهنگی که تنها یک کار فردی یا یک سنت نیکوکاری نیست، بلکه کنشی نمادین و پرمعناست که در این بستر، پیوند دادن نیازهای مادی و معنوی انسان با ارزش‌های والای کربلا را با یادآوری بسته‌بودن آب فرات و لب‌های تشنه‌ی شهدای کربلا برای ما زنده می‌کند و به این ترتیب، عزادار میان خود و آن ارزش، پیوندی دوطرفه برقرار می‌کند. ارزش‌هایی که کارکردهای چندگانه‌ای دارند؛ نقش‌هایی مانند توزیع عدالت اجتماعی از طریق یاری رساندن به نیازمندان و گروه‌های کم‌درآمد، نهادینه کردن و تقویت فرهنگ فداکاری و روحیه ایثار و آزمون برادری، و ایجاد شور و نشاط جمعی به‌ویژه در برپایی موکب‌ها و ایستگاه‌های صلواتی که گاهی فضای شهر و روستاها را زنده و پویا کرده و حس تعلق به یک جامعه بزرگ را تقویت می‌کنند.

بنابراین از نگاه مردم‌شناختی، نه تنها چنین جنبشی منجر به تداوم سنت و زنده نگاه داشتن هویت‌های دینی در انتقال میان نسل‌ها شده، بلکه ابعاد تربیتی و اخلاقی مراسم عاشورا به عنوان یک کارگاه بزرگ تربیتی، از همان کودکی از نظر مفاهیم اخلاقی در احترام به بزرگ‌تر، هم‌دلی با مظلوم و اهمیت ایستادگی را برای فرزندان به نمایش می‌گذارد. جای‌جای فرهنگ عاشورایی لبریز از مفاهیم اخلاقی است؛ چنان‌که در این میان، خواندن نوحه‌های ویژه این دهه و اوج آن در تاسوعا و عاشورا همراه با سینه‌زنی و زنجیرزنی، اغلب دربردارنده درون‌مایه‌های اخلاقی و عرفانی عمیقی است که جدا از شور و نمود ظاهری، در باطن نوعی تخلیه عاطفی و هم‌دلی جمعی است که به سلامت روانی جامعه و افراد کمک می‌کند.

جان کلام اینکه مراسم عاشورا با پیوندهای انسانی، پدیده‌ای چندلایه است که در عین حفظ اصالت دینی، کارکردهای فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی و تربیتی مهمی در دل خود دارد. نقشی که نه تنها موجب تقویت باورهای دینی و بازتولید هویت مذهبی می‌شود، بلکه با ایجاد هماهنگی اجتماعی و ترویج فرهنگ فداکاری و شهادت، به انسجام و پایداری در همبستگی‌های مذهبی، ملی و جامعه مسلمانان می‌انجامد. و به گفته‌ی میرچا الیاده؛ آیین‌های مذهبی انسان را از زمان عادی و خطی خارج کرده و به زمان مقدس و چرخه‌ای وارد می‌کند. گویی که زمان متوقف می‌شود و مردم به لحظه‌ی کربلا بازگشته‌اند و مرز میان امروز و سال ۶۱ هجری قمری محو شده است.

اهمیت فرهنگ عاشورایی و عناصری که در دل آن نهفته است، منجر به این شد که «تعزیه شبیه قتل امام» در سال ۱۳۸۸ با شماره ۷۳ و رسم «آیین‌های علم‌گردانی» در سال ۹۴ با شماره ۱۱۳۳ در فهرست میراث ناملموس با گستره استانی به ثبت برسد. در این راستا، یکی از اقدامات وزارت میراث فرهنگی در سطح کشور، علاوه بر ثبت تعزیه در گستره ملی، موضوع ثبت جهانی آن بود که در سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث ناملموس یونسکو انجام شد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405040400221
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha